خرید بک لینک
بخش نظرات رو مي خوندم ....

چه دوستاني كه همراه بودند و حالا حتي خط و نشاني ازشون نيست ...

و چه كساني كه پاي ادعاي رفاقتشون وايستادن...

شايد از اين به بعد بيشتر بيام ..

برچسب: نویسنده: نیما صالح‌پور تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 3:02

خدای آرزوهای بزرگ منعزیزِ موندنی تا لحظهء آخرچراغ روشنِ این راهِ سردرگمهوای شیشِ صبحِ اولِ آذرتو بارونی تر از بارونِ فروردینتوو قلبت سبزیِ اردیبهشتی هاستنگات اما دروغ و فهمِ فانوسهشروعِ سرنوشتِ تلخ کشتی هاستمن از چشم کتاب عشقت افتادمجنون داغِ این دفتر نگاهِ توستبازم تجدید و تکرار و مرور عشقیه عالم ع

برچسب: نویسنده: نیما صالح‌پور تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 3:02

سلام من به تو یار قدیمی منم همون هوادار قدیمی هنوز همون خراباتی و مستم ولی بی تو سبوی می شکستمهمه تشنه لبیم ساقی کجایی گرفتار تبم ساقی کجایی اگه سبو شکست عمر تو باقی که اعتبار می تویی تو ساقی فکر می کردم می تونم زودتر از اینا بیام اما نشد شرایط کمی تغییر کرده امیدوارم بهتر بشه همه چی رمان تراکم هنو

برچسب: نویسنده: نیما صالح‌پور تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 3:02

ابن روزها در آینه که نگاه می کنم سارا را نمی بینم !

کجا کمش کردم ...کجای این قصه ...

پ ن :هنوز سر تصمیم هستم هورااا

فرسا جان فکر کنم شما تنها خواننده اینجایین

برچسب: نویسنده: نیما صالح‌پور تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 3:02

صفحه بندی